تبليغاتX
log
پیدای پنهان
 
پیدای پنهان
 
 
 

اینجانب هیچگونه مسئولیتی دنیوی و اخروی پیرامون صحت این مطالب را نمی پذیرم. من فقط به عنوان یک مقاله و فقط به عنوان یک احتمال این مطلب را عنوان خواهم کرد و نظری نیز پیرامون درستی ان نمی دهم ونمی گویم که درست هم هست

سلام این مقاله  رو از سایت  شیعه نیوزگرفتم  .بسیار مقاله خواندنی و هبجان اوری هست .بسیار

 دقیق  و موشکافانه به پیش بینی امکان زوال اسراییل بدست امام زمان بوسیله قران  پرداخته .امیدوارم

 دانلود کنید و لذت ببرید.

دانلود مقاله


پست تکمیلی

با توجه به اینکه عده ای از دوستان برداشت منفی از این مقاله نموده اند .اندکی در رابطه با این مقاله توضیح خواهم داد.
در مورد این بحث اولا من در موضوع تاکید کردم که امکان زوال 
2-اگه شما مقاله رو تا اخر خونده باشید اصلا از روز ظهور اسمی برده نشده.بلکه به ارتباط زوال با حضرت مهدی(ع) اشاره شده.
3-من هم در موضوع اشاره کردم .که امکان زوال بدست امام زمان و این به معنای ظهور نیست .همه ما می دانیم که اتفاقات جهان از مجرای امام زمان صورت می گیرد و دست امام زمان در همه امور ساری و جاری ست.کما اینکه در جنگ 33روزه بوده
4-این بحث و روش استفاده شده کاملا روشی درست است چرا که با این روش عمر نوح .تعداد اصحاب کهف سال زوال اول بنی اسراییل، حادثه 11سپتامبر و دهها مورد دیگر حساب شده که در مقاله توضیح داده شده است.
5-در این مقاله اصلا اشاره ای به روز ظهور نشده که ما بگوییم که وقاتون کذابون هستند.و به فرض اینکه اشاره به روز ظهور هم شده باشد مسئله ای پیش نمی اید به دلایل زیر:

پاسخ نخست اینست که خود ائمه هدی عليهم السلا در برخی ازروایات به تعيين زمان ظهور البته بصــورت معمـاگونه و رمزی برای خواص اصحاب خویش پرداخته اند و زمان دقيق ظهور را با کد گــذاری هـای مخصوصـی تعييــن کرده اند.
مانندآنچه از معصوم عليه السلام روایت شده است که فرموده اند ظهور آنحضرت در سال یـس والقـرآن الحکيم خواهد بود

اگردر مواردی حضرات ائمه معصومين عليهم السلا خودبه زمان ظهور اشاره کرد اند ، اینکار با مفاد روایــات منــع ازتوقيت منافات دارد ازینرو باید برای آن راه حلی پيدا شود یاباید ضعف روایات توقيت از نظر اسنادی ثابت شود یابایدروایات مربوط به تکذیب وقاتون توجيه گردد
واقعیت این است که در هردو مورد روایات موثقی وجود دارد وازینرواچاره ای جز توجيه روایات توقيت نيست.ميدانيم که زمان صدور این روایات سالها قبل از حتی تولد آنحضرت بوده است .درآن زمان از آنجا که حضرت هنـوز بدنيا نيامده بودند تمام دغدغه ائمه عليهم السلا وقوع اصل تولد آنحضرت بوده است نه زمـان ظهـور آنحضـرت.نگرانی ائمه در مورد علم به زمان ظهور آنحضرت قبـل از تولــد او ماننـد آنستکــه مـا قبــل ازتولـد فرزنــدمان نگرانی ازدواج او باشيم .
بررسی اجمالی این روایات نشانگر آنست که هدف ائمه ازمنع توقيت در حقيقت بــرای مخفـی مانــدن روز تولـد آنحضرت بوده است نه روز ظهور. .


بررسی اجمالی تاریخ زمان تولد آنحضرت نيز نشانگر آنست که دستگاه خلاف نظارت سختی را بر خاندان جناب امام حسن عسکری اعمال ميکرد تا جلو تولد آنحضرت گرفته شود

اما در مورد اصل تولد آنحضرت بنابراین بوده است و شاید چاره ای جز این نبوده است که باید مقدمات امور بصورت طبيعی انجام ميشده است تا عده ای شاهد تولد آنحضرت باشند و وجود اورا بعدا انکار نکنند
هر چند در روند تولـد آنحضــرت نـيز تــا حــد ممکـن دست حمایت پروردگار آشکار بوده است مانند آنکه بر اساس برخی از روایات در مادر بزرگوار آنحضـرت تــا شب تولدآنحضرت اثری از حاملگی وجود نداشته است 
بنابراین ميتوان نتيجه گرفت که منظور ازظهور همان تولد باشد و منظور از حدیث کذب الوقاتون آن باشد که اگــرکسی زمان آمدن انحضرت را پيش بينی کرد تکذیب کنيد

سومين پا سخ به روایات منع توقيت آنست که در این روایات کلمه وقات بکار رفته است .کلمه وقات صيغه مبالغه است ودر این حدیث به دو معنی بکار ميرود .یکی بمعنای کسی که هر روز وقتی را برای ظهور تعيين ميکند .یعنی بـدون هيـچ گونــه مبنـای درسـتی و دليــل محکمی ازچنته خویش روزی را برای ظهور تعيين ميکنند وبا روح و روان و باور های مومنان کاری ندارد
دیگربدان معنا که وقت را بسيار دقيق تعيين ميکنند و به روز دقيق ظهور نيز اشاره ميکنند.به احتمال زیاد، روایات منع از توقيت شامل چنين آدمهایی ميشود

تمام روایت مربوط به منع توقيت شامل توقيت توسط انسانهای معموليسـت در هيچکـدام از ایــن روایـات توقيــت توسط ائمه منع نشده است هيچ حدیثی نقل نشده است که اگر توقيت توسط خدواند و یا اوليای او انجام شد باز هم باید تکذیب کرد
محققان این نظریه تنها با این نکته بسنده ميکنند که با استفاده از فرمول های قرآنی از شمارش کلمات و آ یات مربوطه به این نتيجه ميتوان رسيد کـه خداونــد زمــان زوال اسـرائيل را تعييــن کــرده اســت 
آنهــا معتقدنــد کــه بــر اساس داده های قرآنــی ميــان زوال اســرائيل و ظهـور حضـرت مهــدی عليـه السـلا رابطـه تنگاتنگی وجود دارد و امکان ظهور در همان ایام وجود دارد 
بنابراین نميتوان برمحققان این نظریه نام وقات گذارد و به تکذیب آنان پرداخت.براساس این نظریه این خداوند است که زمان زوال اسرائيل و ظهور حضرت مهدی را تعيين کرده است ومحققان
تنهابا استفاده از داده های قرآنی به کشـف آن پرداختـه انـد و پــر و اضــح اســت کـه نميتـوان بــه تکــذیب خداونـد پرداخت

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 23:37  توسط سید علی حسینی  | 
 
  بالا